شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۹۲| ” میراثدار ادب پارسی “
عمریست تا دل من با بیدلان نشسته / خوش گوشه ای گرفته در کنج جان نشسته
رندی حیات جاوید یابد که از سر ذوق / مستانه در خرابات خوش با مغان نشسته
سلطان عشق بنشست برتخت دل چو شاهی / تختی چنین که دیده شاهی چنان نشسته
خوش بلبلی است جانم کاندر هوای جانان / نالد به ذوق دایم در گلستان نشسته
گر عاشقی ز خود جو معشوق خویشتن را / زیرا که او همیشه با عاشقان نشسته
بر گرد قطب یاران پرگاروار گردند / سرگشته در کناره او در میان نشسته
رندی چو نعمت الله جوئی ولی نیابی / برخاسته ز عالم بی خان و مان نشسته
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.