شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۹۴| ” میراثدار ادب پارسی “
تا ببیند روی خود در آینه / کرده پیدا خواب و درخور آینه
صورتش در آینه بنمود رو / گشته ز آن معنی مصور آینه
هر نفس جامی دهد ساقی مرا / بخشدم هر لحظه دیگر آینه
آینه با او نشسته روبرو / او تجلی کرده خوش بر آینه
روی او در آینه بیند عیان / هر که را باشد منور آینه
تا شود روشن تو را اسرار او / آینه بردار و بنگر آینه
ساغر می نوش کن شادی ما / نعمت الله را ببین در آینه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.