شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۹۶| ” میراثدار ادب پارسی “
همچو ما کیست در جهان تشنه / بحر جودیم و همچنان تشنه
عین آب حیات چشمهٔ ماست / چشمه در چشم ما به جان تشنه
می رود آب چشم ما هر سو / ما به هر سو شده روان تشنه
خوش کناری پرآب و دیدهٔ ماست / ما فتاده در این میان تشنه
همه عالم گرفته آب زلال / حیف باشد که تشنگان تشنه
آب دریا و تشنه مستسقی / می خورد آب ناتوان تشنه
سخن سید است آب حیات / خضر وقت امان به آن تشنه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.