شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۹۷| ” میراثدار ادب پارسی “
تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه / روز و شب دارم ز عشقش در برابر آینه
روی او آئینهٔ گیتی نمای جان ماست / جان ما آئینه ای جانانه بنگر آینه
صورتی در آینه بنموده تمثالش عیان / شد ز عکس نور آن معنی مصور آینه
گر بود آئینه روشن روی بنماید تو را / ور نه رویش کی نماید در مکدر آینه
عشق او شمعست و جانم آینه وین رمز ما / عشقبازان را بود روشن منور آینه
من دلی دارم چو آئینه منیر و با صفا / آفتاب مهر رویش تافته بر آینه
برنداری آینه از پیش رویت یک زمان / همچو سید گر ببینی روی خود در آینه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.