شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۳| ” میراثدار ادب پارسی “
در دو عالم جز یکی دانیم نه / غیر آن یک را یکی خوانیم نه
گر خیال غیر آید درنظر / نقش او بر دیده بنشانیم نه
عشق جانان روز و شب در جان بود / یک نفس بی عشق جانانیم نه
عشقبازی آیتی در شأن ماست / عاقلی را نیک می دانیم نه
اعتقاد ماست با رندان تمام / منکر احوال مستانیم نه
چشم ما روشن به نور روی اوست / بر خیال غیر حیرانیم نه
دُرد دردش همچو سید می خوریم / در پی دارو و درمانیم نه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.