شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در دو عالم جز یکی دانیم نه / غیر آن یک را یکی خوانیم نه
گر خیال غیر آید درنظر / نقش او بر دیده بنشانیم نه
عشق جانان روز و شب در جان بود / یک نفس بی عشق جانانیم نه
عشقبازی آیتی در شأن ماست / عاقلی را نیک می دانیم نه
اعتقاد ماست با رندان تمام / منکر احوال مستانیم نه
چشم ما روشن به نور روی اوست / بر خیال غیر حیرانیم نه
دُرد دردش همچو سید می خوریم / در پی دارو و درمانیم نه