شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جان ز جانان دریغ دارم نه / دل به غیری دگر گذارم نه
هر چه دارم امانت عشق است / جز بدان حضرتش سپارم نه
در خرابات همدم جامم / هیچ همدم چو جام دارم نه
ساقیم او و می محبت او / دست از می خوری بدارم نه
دیده روشن به نور طلعت اوست / غیر او در نظر نگارم نه
به جز از تخم دوستی تخمی / در زمین دلم بکارم نه
نفسی بی هوای سید خویش / در همه عمر خود برآرم نه