شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۶| ” میراثدار ادب پارسی “
دیده تا نور روی او دیده / هرچه دیده همه نکو دیده
زلف و رویش به همدگر نگرد / کفر و اسلام مو به مو دیده
چشم دریادلی است دیدهٔ ما / در نظر آب سو به سو دیده
دیدهٔ ما یکی یکی بیند / گر چه احول یکی به دو دیده
دیده در آینه نگاهی کرد / جان و جانانه روبرو دیده
چند گوئی که من نمی بینم / روشنست آفتاب کو دیده
نعمت الله نظر از او دارد / نور او را به نور او دیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.