شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۷| ” میراثدار ادب پارسی “
ما نقش خیال تو نگاریم به دیده / کاری به جز این کار نداریم به دیده
در گوشهٔ دیده به خیال تو نشستیم / عمری به خیالت به سرآریم به دیده
جز تور خیال تو که نقش بصر ماست / در دیده خیالی ننگاریم به دیده
گر زان که ز ما بر سر کوی تو غباریست / بر خاک درت آب بیاریم به دیده
جان در تن ما عشق نهاده به امانت / گر می طلبد هان بسپاریم به دیده
هر شب من و رندی به هوای مه تابان / تا روز ستاره بشماریم به دیده
در دیدهٔ ما معنی سید بنماید / هر صورت خوبی که نگاریم به دیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.