شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۸| ” میراثدار ادب پارسی “
می نگارد نگار بر دیده / می نماید چو نور در دیده
نور روئی که چشم سر بیند / دیدهٔ ما به چشم سر دیده
هر که بیند به عین ما ، ما را / صدف و بحر و هم گهر دیده
جام می هر که دیده رندانه / هست سیاح بحر و بر دیده
دیده هر ذره ای که می بیند / آفتابیست در قمر دیده
دیده دیده به نور او او را / این نظر دیده ز آن نظر دیده
هرکه او نور نعمت الله دید / جان و جانان به همدگر دیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.