شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۰۹| ” میراثدار ادب پارسی “
توئی که راحت جانی و دیده را دیده / توئی که مثل جمال تو دیده نادیده
فروگرفت خیالت سواد مردم چشم / چنانکه نیست تمیز از خیال تا دیده
مرا دلیست چو آئینه روشن و صافی / نگاه کرده در آئینه و تو را دیده
ندیده دیدهٔ من در جهان به جز زویت / خوش است این نظر دیدهٔ خدا دیده
اگر چه موج محیطیم و عین دریائیم / به غیر ماست که ما را ز ما جدا دیده
به سوی مردم دیده نظر کن و بنگر / که نور دیدهٔ خود را به چشم ما دیده
هزار چشمه ز چشمم روان شود هر سو / از آنکه دیده به عین تو چشمها دیده
کسی که دیدهٔ بیگانه بین فرو بندد / هر آینه بودش دیدهٔ آشنا دیده
منم که عارف و معروف نعمت اللهم / ز لا اله گذشته بلای لا دیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.