شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به نور دیده دیدم نور دیده / چنان نور و چنین دیده که دیده
ببین آئینهٔ گیتی نمایش / به اسم اعظم او را آفریده
ندیده دیدهٔ ما غیر رویش / چنین نور از خدا ما را رسیده
سعادت بین که سلطان دو عالم / غلامی از دو عالم بر گزیده
منور شد دو چشم ما از آن نور / نظر فرما به نور او که دیده
تمام بلبلان سرمست گشته / نسیمی از گلستانش وزیده
به ما انعام داده نعمت الله / همه عالم به نعمت پروریده