شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۱۰| ” میراثدار ادب پارسی “
به نور دیده دیدم نور دیده / چنان نور و چنین دیده که دیده
ببین آئینهٔ گیتی نمایش / به اسم اعظم او را آفریده
ندیده دیدهٔ ما غیر رویش / چنین نور از خدا ما را رسیده
سعادت بین که سلطان دو عالم / غلامی از دو عالم بر گزیده
منور شد دو چشم ما از آن نور / نظر فرما به نور او که دیده
تمام بلبلان سرمست گشته / نسیمی از گلستانش وزیده
به ما انعام داده نعمت الله / همه عالم به نعمت پروریده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.