شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۱۱| ” میراثدار ادب پارسی “
ما نقش خیال تو نگاریم به دیده / در دیدهٔ ما بین که توان دید به دیده
نوریست که در دیدهٔ ما روی نموده / روشنتر از این دیدهٔ ما دیده که دیده
در دیدهٔ اهل نظر آن لعبت خندان / بگرفته خوشی گوشه و جائی بگزیده
یک نقطه محیط است که در دور درآمد / این دایره خطیست از آن نقطه کشیده
در آینهٔ خلق نظر کردم و دیدم / عینیست عیان گشته به اخلاق حمیده
هر ذره که که بینی به تو خورشید نماید / آن ذره رسولیست که از غیب رسیده
ذوقی است در این گفتهٔ سید که چه گویم / خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.