شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۱۳| ” میراثدار ادب پارسی “
خیالش نقش می بندد به دیده / چنان نقش و چنین دیده که دیده
منور شد به نورش دیدهٔ ما / نظر فرما در این دیده به دیده
عنایت بین که الطاف الهی / چنین حسن لطیفی آفریده
در این دور قمر حاکم به حکمت / خطی بر ماه تابنده کشیده
ملک صورت به خلق بی نظیرش / ملک سیرت به اخلاق حمیده
به رندان می دهد ساقی سرمست / به ما خمخمانه میرانش رسیده
مجرد کیست در عالم چو سید / کسی کز قید عالم وارهیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.