شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۲۱| ” میراثدار ادب پارسی “
در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده / جام جهان نما را روشن چو نور کرده
در خلوت خرابات بزم خوشی نهاده / با یار خود نشسته اغیار دور کرده
تمثال بی مثالش در آینه نموده / حسن چنین لطیفی ایثار نور کرده
ما طالب بلائیم اما عنایت او / داده بلا به ایوب او را صبور کرده
بستان سرای ما را سرسبز آفریده / سیلاب رحمت او بر ما عبور کرده
هر آینه که بینی او را به ما نماید / در چشم روشن ما نورش ظهور کرده
خوش آتشی برافروخت عود دلم همه سوخت / از بهر نعمت الله جانها بخور کرده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.