شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۲۵| ” میراثدار ادب پارسی “
نوریست به چشم ما نموده / در جام جهان نما نموده
هر آینه که دیده دیده / آئینه به ما خدا نموده
باطن بنگر که پادشاه است / در ظاهر اگر گدا نموده
ما دُردی درد نوش کردیم / این درد به ما دوا نموده
بر دار فنا برآ که ما را / در عین فنا بقا نموده
در بحر محیط غرق گشتیم / ماهیت ما به ما نموده
بیگانه ندیده سید ما / او را همه آشنا نموده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.