شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۲۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نوریست به چشم ما نموده / در جام جهان نما نموده
هر آینه که دیده دیده / آئینه به ما خدا نموده
باطن بنگر که پادشاه است / در ظاهر اگر گدا نموده
ما دُردی درد نوش کردیم / این درد به ما دوا نموده
بر دار فنا برآ که ما را / در عین فنا بقا نموده
در بحر محیط غرق گشتیم / ماهیت ما به ما نموده
بیگانه ندیده سید ما / او را همه آشنا نموده