شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۲۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در آینه عشق او نموده / حسنی به من و تو رو نموده
هر آینه را تو نیز بنگر / کو آینه را نکو نموده
در جام جهان نما نظر کن / گو دیده جمال او نموده
یک رو بود آینه چو بنمود / یک روست اگرچه دو نموده
بر آینه آفتاب چون یافت / پنهان چه کنیم چو نموده
با آینه روبرو نشسته / آن آینه روبرو نموده
در آینهٔ وجود سید / عالم همه مو به مو نموده