شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۲۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

حسن او در آینه پیدا شده / هر که دیده همچو ما شیدا شده
چشم ما روشن به نور روی اوست / دیدهٔ ما این چنین بینا شده
عین ما بیند به عین ما چو ما / عارفی کو غرقهٔ دریا شده
شمع عشقش آتشی در ما زده / سوخته داند که او چون تا شده
بر در او جنت المأوای ماست / دل مقیم جنت المأوا شده
قاب قوسین از میان برداشته / واقف اسرار او ادنی شده
نعمت الله در سخن آمد از آن / مشکلات عالمی حل وا شده