شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۳۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دیده صبح از تو منور شده / طرهٔ شام از تو معنبر شده
باد صبا بوی تو را یافته / عالم از آن بوی معطر شده
در نظر اهل نظر کائنات / نقش خیالیست مصور شده
صورت و معنی چو مه و آفتاب / هر دو به هم نیک برابر شده
گشته روان چشمهٔ آب حیات / رهگذر ما همه خوشتر شده
عین مسما بود اسمش از آن / آمده و اول دفتر شده
گفتهٔ نوباوهٔ سید شنو / نه سخن آنکه مکرر شده