شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۳۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

فارغ است این ساقی ما از همه / باز آورده است ما را از همه
روز امروز است دیشب در گذشت / بگذر از فردا و فردا از همه
آبرو گر بایدت با ما نشین / ما ز دریا جو و دریا از همه
عارفانه شرح اسما را بخوان / یک مسما جو و اسما از همه
ای که گوئی از که جویم کام خود / از همه اشیا و اشیا از همه
سر بنه بر خاک پای عاشقان / تا شود جای تو بالا از همه
نعمت الله رند سرمستی خوش است / در دو عالم اوست یکتا از همه