شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۳۴| ” میراثدار ادب پارسی “
برافشان کلاله ز روی چو لاله / صراحی به دست آر پرکن پیاله
مکن عیب رندان اگر باده نوشند / که پیش از من و تو چنین شد حواله
اگر عشق جانان مرا حاصل آید / روان جان سپارم چو این است احاله
منم بندهٔ او و دارم گواهان / دلم وقف عشق است و جانم قباله
میان من و او چو موئی نگنجد / چه قدر رقیب و چه جای دلاله
اگر نی بنالد مزن دست بر وی / که از نالهٔ ما گرفته است ناله
اگر ذوق داری بخوان گفتهٔ ما / که یک پند سید به از صد رساله
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.