شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۳۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه / هم سیدیم و بنده هم چاکریم و هم شاه
جام می لطیف است این جسم و جان که داریم / در باطن آفتابیم در ظاهریم چون ماه
گاهی چنین که بینی بر تخت چون سلیمان / گاهی چنانکه دانی چون یوسفیم در چاه
رندیم و لاابالی سرمست در خرابات / با ساقئی حریفیم دایم به گاه و بیگاه
در راه بی کرانه ما می رویم دایم / گر عزم راه داری ما با تو ایم همراه
ای بنده بندگی کن تا پادشاه گردی / زیرا که پادشاهند این بندگان درگاه
توقیع آل دارد حکم ولایت ما / باشد نشان آن حکم بر نام نعمت الله