شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۴۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دامن عاشقان ز دست مده / جام می جز به رند مست مده
خاطر ما چو زلف خود مشکن / سر موئی به ما شکست مده
می به زاهد مده که حیف بود / جز به مستان می پرست مده
حالیا حال را غنیمت دان / وقت خود را به نیست و هست مده
نعمت الله را به دست آور / این چنین نعمتی ز دست مده