شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۴۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

می عشقش به شیر مردان ده / دُرد دردش به دردمندان ده
ساقیا دست ما و دامن تو / ساغر می به دست یاران ده
می به زاهد مده که باشد حیف / درد وی جام می به رندان ده
جرعه نوشان جام خود بگذار / جرعهٔ جام خود به ایشان ده
کربلا را به عاشقان بخشی / بخش من ز آن بلا فراوان ده
نوش کن جام می که نوشت باد / جرعه ای هم به باده نوشان ده
نعمت الله مده به می خواران / میر مستان به می پرستان ده