شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۴۶| ” میراثدار ادب پارسی “
می عشقش به شیر مردان ده / دُرد دردش به دردمندان ده
ساقیا دست ما و دامن تو / ساغر می به دست یاران ده
می به زاهد مده که باشد حیف / درد وی جام می به رندان ده
جرعه نوشان جام خود بگذار / جرعهٔ جام خود به ایشان ده
کربلا را به عاشقان بخشی / بخش من ز آن بلا فراوان ده
نوش کن جام می که نوشت باد / جرعه ای هم به باده نوشان ده
نعمت الله مده به می خواران / میر مستان به می پرستان ده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.