شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۷۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خواه نباتی و خواه حیوانی / هر یکی مظهریست ربانی
می و جامی و عاشق و معشوق / موج و بحر و حباب را مانی
دل خود را به دست زلفش ده / جمع می باش از پریشانی
گفتهٔ عارفان به جان بشنو / چند گفتار این و آن خوانی
گاه در نزد یار خود می جوی / باش با یارکان کرمانی
ای که جویای این و آن گشتی / باش با خود هم این و هم آنی
عارفانه به تخت دل بنشست / سید مسند سلیمانی