شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۸۸| ” میراثدار ادب پارسی “
چو یارم دلبر دیگر نیابی / چنان دلبر درین کشور نیابی
چو روی خوب او مؤمن نبینی / چو کفر زلف او کافر نیابی
حریف سرخوشی ساقی رندی / چو چشم مست آن دلبر نیابی
بیابی ذوق از یک جرعهٔ می / که از صد ساغر کوثر نیابی
بیا و خرقه بفروش و به می ده / که سودائی ازین خوشتر نیابی
به درد دل بیا درمان طلب کن / ز من شکرانه بستان گر نیابی
غنیمت دان حضور نعمت الله / که عمری این چنین دیگر نیابی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.