شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۸۹| ” میراثدار ادب پارسی “
خبری گر ز حال ما یابی / عمر گم کرده باز وایابی
دُرد دردش چو صاف درمان نوش / که از آن درد دل دوا یابی
باش با جام می دمی همدم / به از این همدمی کجا یابی
کشتهٔ عشق زنده و جاوید / رو فنا شو که تا بقا یابی
خوش بود گر چو ما در این دریا / عین ما را به عین ما یابی
همچو ما گر گدای سلطانی / پادشاهی چو این گدا یابی
نعمت الله را به دست آور / تا همه نعمت خدا یابی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.