شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۹۰| ” میراثدار ادب پارسی “
گر ز صاحبنظر نظر یابی / نور او نور هر بصر یابی
ور درآئی به بحر ما با ما / بحر ما را پر از گهر یابی
ظاهر و باطنش نکو دریاب / مظهر و مظهرات اگر یابی
جام گیتی نما به دست آور / آفتابست و در قمر یابی
رند مستی مجو ز مخموری / که ز سوداش دردسر یابی
گذری گر کنی به میخانه / عالمی مست و بی خبر یابی
در خرابات اگر نهی قدمی / حال سید به ذوق دریابی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.