شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۰۷| ” میراثدار ادب پارسی “
عشق جانان اگر به جان داری / حاصل عمر جاودان داری
مهر پاک است و مهر آل عبا / خوش نشانیست گر نشان داری
آفتابیست نور او پیدا / نتوانی که آن نهان داری
عقل بگذار و عاشقانه بیا / میل اگر سوی عاشقان داری
گر نداری تو آن نداری هیچ / همه داری اگر تو آن داری
آن میان در کنار اگر خواهی / بنهی هر چه در میان داری
خوش حضوریست صحبت سید / بهتر از لذت جهان داری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.