شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۱۰| ” میراثدار ادب پارسی “
تخم نیک و بدی که می کاری / هر چه کاری بدان که برداری
بار یاری اگر کنی ای یار / شاید ار تخم دوستی کاری
از بدی هیچ سود نتوان یافت / خود زیان نیست در نکوکاری
دل میازار و دل به دست آور / گوش کن این نصیحت از یاری
دل تو هیچکس نیازارد / گر دل هیچکس نیازاری
ما چنین مست و تو چنان مخمور / در چه اندیشه ای چه پنداری
نعمت الله برای دل بردن / سر برآورده است عیاری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.