شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۱۵| ” میراثدار ادب پارسی “
خواه در خواب و خواه بیداری / در نظر دارمش چه پنداری
تا خیالش به خواب می بینم / نکنم هیچ میل بیداری
نقش غیری خیال اگر بندم / شرمسارم از آن گنهکاری
سر من و آستان حضرت او / هر شبی با دلی و صد زاری
چون همه دوستدار یارانند / شاید از یار او نیازاری
بر سر چارسو بیا می نوش / با حریفان رند بازاری
زاهدی را چه می کنی آخر / خبر از عاشقان اگر داری
سخن عشق اگر کنی با عقل / تخم در شوره زار می کاری
بر سر کوی ما مجاور شو / گر طلبکار ذوق خماری
جز یکی در شمار آید نه / گر یکی از هزار بشماری
نعمت الله اگر به یاد آری / لذت عمر جاودان داری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.