شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۲۰| ” میراثدار ادب پارسی “
درآمد از درم خوش پادشاهی / که دیده این چنین شاهی چو ماهی
همه ارواح پاکان در رکابش / به شوکت پادشاهی با سپاهی
نهادم سر به پایش بوسه دادم / ندارم غیر لطفش عذرخواهی
به حمدالله که از لطف اللهی / مرا آمد چنین پشت و پناهی
به غیر او نکردم هیچ میلی / وگر کردم از او دارم گناهی
نشستم بر در میخانه سرمست / نباشد این چنین جائی و جاهی
طریق نعمت الله راه عشق است / چه خوش راهی و همراه به راهی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.