شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۲۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

درآمد از درم خوش پادشاهی / که دیده این چنین شاهی چو ماهی
همه ارواح پاکان در رکابش / به شوکت پادشاهی با سپاهی
نهادم سر به پایش بوسه دادم / ندارم غیر لطفش عذرخواهی
به حمدالله که از لطف اللهی / مرا آمد چنین پشت و پناهی
به غیر او نکردم هیچ میلی / وگر کردم از او دارم گناهی
نشستم بر در میخانه سرمست / نباشد این چنین جائی و جاهی
طریق نعمت الله راه عشق است / چه خوش راهی و همراه به راهی