شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۲۱| ” میراثدار ادب پارسی “
در آ در خلوت خاص الهی / طلب کن در دل ما گنج شاهی
بیا و رنگ بیرنگی به دست آر / چه کار آید سفیدی و سیاهی
در این دریا خوشی با ما به سر بر / بجو از عین ما ما را کماهی
گدای حضرت سلطان ما شو / اگر خواهی که یابی پادشاهی
به غیر او نجوید همت ما / بجو از همت ما هر چه خواهی
خراباتست و ما مست خرابیم / دهد بر ذوق ما ساقی گواهی
نشان آل دارد نعمت الله / گرفته نامش از مه تا به ماهی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.