شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۲۳| ” میراثدار ادب پارسی “
دوش در خواب دیده ام شاهی / پادشاه خوشی و خرگاهی
در سرای دلم نشسته به تخت / آفتابی به صورت ماهی
لطف سلطان خلافتم بخشید / منصبی یافتم چنین جاهی
نقد گنجش چنین عطا فرمود / کرمش ساخت بنده را شاهی
بزم عشقست و عاشقان سرمست / حضرتش ساقیست و دلخواهی
تو به مسجد اگر روی می رو / من به میخانه برده ام راهی
آینه صد هزار می نگرم / می نمایند نعمت اللهی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.