شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۲۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نیست مرا در نظر در دو جهان جز یکی / هست یقینم یکی نیست در آن یک شکی
وهم خیال دوئی نقش کند بر ضمیر / ظن غلط می بری نیست شکی در یکی
در دو جهان یک وجود آینه اش صدهزار / ذات یکی بی خلاف هست صفاتش یکی
موج و حبابست بحر آب ز روی ظهور / لیک نظر کن به ما در همگان نیککی
میر خرابات عشق زنده دلی سیدی / ساقی سرمست ماست خدمت خانی بکی