شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۲۸| ” میراثدار ادب پارسی “
ای در میان جانها از ما کنار تا کی / مستان شراب نوشند ما در خمار تا کی
ما گشتگان عشقیم بر خاک ره فتاده / ما را چنین گذاری در رهگذار تا کی
تو چشمهٔ حیاتی سیراب از تو عالم / ما تشنه در بیابان در انتظار تا کی
ساقی بیار جامی بر خاک ما فرو ریز / در مجلسی چنین خوش گرد و غبار تا کی
در خلوت دل تست یاری و یار غاری / تو می روی ز هر در غافل ز یار تاکی
نقش خیال بگذار دست نگار ما گیر / نقاش را نظر کن نقش نگار تا کی
رندان نعمت الله سرمست در سماعند / تو هم بکوب پائی دستی بر آر تا کی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.