شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۴۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خراباتست و رندان لاابالی / حریفان سر خوشان لاابالی
در میخانه را خمّار بگشود / صلای میخواران لا ابالی
حضور شاهد غیب است اینجا / ندیمان همدمان لاابالی
بگو ای مطرب عشاق بنواز / نوای بیدلان لا ابالی
به دور چشم مست ساقی ما / حیاتی یافت جان لاابالی
ز سرمستان کوی عشق ما جو / نشان عاشقان لاابالی
درون خلوت سید شب و روز / بود بزمی از آن لاابالی