شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۴۵| ” میراثدار ادب پارسی “
نعمت الله ماست پیر ولی / یادگار محمد است و علی
نعمت الله هست و خواهد بود / نعمت لایزال لم یزلی
یاد او کرده ام به روز و به شب / ذکر او گفته ام خفی و جلی
نعمت الله را مشو منکر / ور شوی کافری و در خللی
حق تعالی به او کرم فرمود / ذوق جاوید و عشق لم یزلی
ابدی باشد ای برادر من / هر عطائی که آن بود ازلی
رافضی نیستم ولی هستم / مؤمن پاک و خصم معتزلی
مذهب جد خویشتن دارم / بعد از او پیرو علی ولی
سید ملک نعمت اللهم / با چنین بنده ای چه در جدلی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.