شاه نعمت‌الله ولی › قطعهٔ شمارهٔ ۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قرب صدسال عمر من بگذشت / قصد موری نکرده ام به خدا
نان خود خورده ام ز کسب حلال / مال غیری نخورده ام به خدا
در خرابات عشق رندانه / روزگاری سپرده ام به خدا
به خدا زنده ام به حق رسول / گرچه از خویش مرده ام به خدا
موی هستی به تیغ سرمستی / از سر خود سترده ام به خدا
تا عزیز خدا و خلق شدم / ذاکرانه شمرده ام به خدا
نفس خود به یاد سید خویش / عزت کس نبرده ام به خدا