شاه نعمتالله ولی › قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳| ” میراثدار ادب پارسی “
بر لب دریا چه می گردی نشین / همچو ما با ما در این دریا نشین
مجلس عشق است و ما مست خراب / سر قدم ساز و بیا از پا نشین
در خرابات مغان افتادهایم / عشق اگر داری بیا با ما نشین
گرد هر در می روی دیگر مرو / بر در یکتای بیهمتا نشین
خیز و بنشین زیردست عارفان / آنگهی بر منصب بالا نشین
دیدهٔ روشن اگر خواهی چو نور / در نظر با مردم بینا نشین
خیمه از خانه به صحرا میزنیم / وقت نوروز است و ما صحرانشین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.