شاه نعمت‌الله ولی › قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت / عارفانه خوش همی پوشد به جان
عاقبت روزی به منزل می رسد / آنچنان رهرو که می کوشد به جان
خم می در جوش و ما مست و خراب / خوش بود رندی که می جوشد به جان
می به زاهد گر دهی حیفی بود / می به رندی ده که می نوشد به جان
هر که مهر سید ما را خرید / یافت او نقدی که نفروشد به جان