شاه نعمت‌الله ولی › شمارهٔ ۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خوش بگو ای یار بسم الله بگو / هرچه می جوئی ز بسم الله بجو
اسم جامع جامع اسما بود / صورت این اسم عین ما بود
در مقام جمع روشن شد چو شمع / آنچه مخفی بود اندر جمع جمع
جلمهٔ اسما به اعیان رو نمود / صد هزار اسما مسمی یک وجود
هر کجا اسمی است عینی آن اوست / هر کرا عینیست اسمی جان اوست
مجمع مجموع انسان آدمست / لاجرم او قطب جمله عالمست
هرکسی کو مظهر الله شد / ز آفتاب حضرتش چون ماه شد
جسم و روح و عین و اسم و این چهار / ظل یک ذاتند نیکو یاد دار
نعمت الله مظهر او دانمش / صورت اسم الهی خوانمش