شاه نعمت‌الله ولی › شمارهٔ ۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

صوت نائی بشنو از آواز نی / تا تو را رهبر شود ای نیک پی
راز نائی می کند نی آشکار / این سخن از نعمت الله یاد دار
می زنندش نی به آواز حزین / دردمند زار می نالد چنین
از حبیب الله کلام حق شنو / زین مقید سر آن مطلق شنو
در همه آینه او را نگر / بلکه هر آینه او را نگر
آینه باشد هزار آهن یکی / هر یکی آن یک نماید بی شکی
مظهرش اینست و مظهر این چنین / آن یکی در هر یکی روشن ببین
آفتابی تافته بر آینه / می نماید آینه هر آینه
هر چه بینی صورت و اسم وی است / صورت و معنیش جام پر می است
اسم او عین وی و غیر وی است / عین ما خود غیر اسم او کی است