شاه نعمت‌الله ولی › شمارهٔ ۱۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

علم ما در علم او عین وی است / علم عالم بی وجودش لاشی است
می دهد ما را وجود از جود خویش / می دهیم او را ظهور از بود خویش
آبروی جام می از وی بود / گر چه وی را هم ظهور از می بود
جام در دور است و ساقی در نظر / جام می بستان و ساقی می نگر
یک زمان بر دیدهٔ بینا نشین / شاهد معنی به هر صورت ببین
عالمی از نور او روشن شده / یوسفی پنهان به پیراهن شده
در محیط علم اعیان چون حباب / نقش بسته صورت اسما بر آب
عین ما بر ما اگر پیدا بود / هرچه ما بینیم عین ما بود