شاه نعمت‌الله ولی › شمارهٔ ۱۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

من ولایت در ولایت دیده ام / خوش ولی ای در ولایت دیده ام
گفتهٔ اهل ولایت گوش کن / جام باده از ولایت نوش کن
چشم از نور ولایت روشن است / در ولایت آن ولایت با من است
با ولایت هر که او همدم بود / در ولایت صاحب اعظم بود
یک دمی بر نور چشم ما نشین / دیدهٔ اهل ولایت را ببین
صورت و معنی که هر دو با من است / از نبوت وز ولایت روشن است
در ولایت هر چه بینی او بود / لاجرم عالم همه نیکو بود
از ولایت تا ولایت یافتم / هر زمانی صد ولایت یافتم
هر که را باشد ولایت از خدا / در ولایت باشد او از اولیا
اسم حق باشد ولی در شرع و دین / هم ولایت وصف او باشد یقین
شد نبوت ختم اما جاودان / باشد این حکم ولایت در میان