شاه نعمتالله ولی › شمارهٔ ۲۹| ” میراثدار ادب پارسی “
گر بیابی عارفی صاحبدلی / خدمت او کن که گردی مقبلی
خدمت صاحبدلان می کن به جان / تا بیابی منصب اهل دلان
خدمت این طایفه مردانه کن / جان فدای خدمت جانانه کن
سر بنه بر پای مردان خدا / تا چو ما سرور شوی در دو سرا
ترک این دنیی کن و عقبی بمان / تا فدای تو شود هم این و آن
غیر محبوب از دل خود دور کن / بگذر از ظلمت هوای نور کن
بعد از آن بگذر ز نور ای نور چشم / تا ببینی نور او منظور چشم
چیست عالم نزد یاران سایه اش / سایه را مان و ببین همسایه اش
در نظر آئینهٔ گیتی نما / می نماید نور چشم ما به ما
او یکی و اعتبارش صد هزار / ز اعتبارات آن یکی شد صد هزار
در صد آئینه یکی پیدا شده / آن یکی با هر یکی پیدا شده
او یکی و اعتباراتش بسی / نیک دریاب و مگو با هر کسی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.