شاه نعمت‌الله ولی › شمارهٔ ۳۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آفتابی در قمر پیدا شده / فتنهٔ دور قمر در وا شده
چیست عالم صورت اسمای او / صورت و معنی به هم باشد نکو
اسم او ذات و صفات او بود / نام او یک نزد ما آن دو بود
معنی اسم و مسمی باز جو / عارفی را گر بیابی راز گو
آفتابی رو نموده مه لقا / بنگر این آئینهٔ گیتی نما
ذره ای بی نور او بینیم ، نی / یک نفس با غیر بنشینیم ، نی
علم ذوقست ای برادر گوش کن / جام می شادی رندان نوش کن