شاه نعمت‌الله ولی › شمارهٔ ۶۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چشم اهل مراقبت باید / که نظر را به غیر نگشاید
آینه صدهزار اگر شمرد / در همه آینه یکی نگرد
خواه تنها و خواه با تنها / چون بود با خدا بود همه جا
گوشهٔ چشم سوی او دارد / نقش او در خیال بنگارد
در گلستان اگر گلی چیند / شیشهٔ پر گلاب را بیند
گر خرد را فروشد آن عاقل / نشود از خدای خود غافل
سایه و آفتاب بر من و تو / خط موهوم می نماید دو
خط موهوم اگر براندازی / خانه از غیر او به پردازی
همه جا آفتاب تابان است / نظری کن ببین که این آن است