وحشی › استر گرسنه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

می‌رسم از راه و دارم استری کز باب جوع / قوت دندان ندارد ورنه قنطر می‌خورد
حرص کاهش هست تا حدی که گر بگذارمش / کهگل دیوار این ده را سراسر می‌خورد