نقش هر دولت که آن بر هفت منظر یافتند / نظم هر صورت که آن در چار گوهر یافتند
چون مرصع شد بهم فهرست آن مجموع را / در کلاه مر زبان هفت کشور یافتند
داور اعظم اتابک نصرة الدین کز دعاش / گوش هفت اقلیم را از در توانگر یافتند
خسرو عادل ابو بکر محمد کز علو / آفرینش را ز عونش بر سر افسر یافتند
پادشاه بحر و بر کشور گشای خشک و تر / کز محیط فیض او طبع زمین تر یافتند
مُهره گل شد زمین وز روی مِهر آن مهره را / بر بساط امر او نقش مششدر یافتند
آسمان شد شکل گوی و شک مدان کان شکل را / در خم چوگان او گوی مدور یافتند
هرچه شاید گفت کانرا ابتدا یا انتهاست / ز ابتدا تا انتها پیشش مسخر یافتند
ای جهانگیر آفتابی کاسمانت را دو قطر / قطری اندر باختر قطری به خاور یافتند
در حساب طالع تو خسف میزان باد شد / کارتفاع این رصد بالای اختر یافتند
هر که در پیمان ملکت چون رسن شد پیچ پیچ / گر ملکشاه است حلقش زیر چنبر یافتند
وانک جز بر نقش نامت سکه ای را نظم داد / گر نظام الملک شد خطش مزور یافتند
فتح کز سی سال باز آواره بود اندر جهان / نوبه داران تواش در گرد لشکر یافتند
نعل می بستند روزی یکدشانت را به روم / حلقه ای گم شد از آن در گوش قیصر یافتند
شرح می دادند روزی جرعه ریزت را به شام / قطره پالود از آن در حلق شکر یافتند
بردرت ظلماتیان را بوسه خشک آرزوست / کان سخن تر بود کز لفظ سکندر یافتند
هست بر کار خراسان تیغ تو چون تیر راست / کان کمان کژ بود کز طغرای سنجر یافتند
هر که چون مهتاب یکشب بر درت بیدار گشت / کافتاب آمد چو صبحش تاج بر سر یافتند
وانک عصیان کرد یک ره با ترازو طالعت / طالعش را چون ترازو سنگ بر در یافتند
در ترازوی جهان از دعوی همسر مرنج / هر کجا زری ست با او جو برابر یافتند
لیک فرق آن شد که چون تقویم عدل آمد پدید / قیمت یک من جو اندر نیم جو زر یا فتند
سایه طوبی فکندی بر ظهیر ای شه از آن / کشتگان در زیر طوبی آب کوثر یافتند
گر سخن نغز آمد اقبال تو اورده ست از آنک / عزت عیسی است آنک اندر سم خر یافتند
آب من این بس که گر جمشید و گر کیخسرو است / با منش در خواجه تاشی خاک این در یافتند
تا سر آغوش زمین از فرق گنج آویختند / تا طبق پوش عرض بر روی جوهر یافتند
بیش از آنت باد جوهر بیش از آنت باد گنج / وین دعا را عرشیان مقبول دفتر یافتند