ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۳۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پناه ملت اسلام و قطب آل رسول / تویی که قدر تو بر آسمان زبون گردد
چو از کمان نظر تیر نطق بگشایی / دل فحول جهان از نهیب خون گردد
اگر کنم به مَثَل در حکاتت تقصیر / برین طریق مرا عقل رهنمون گردد
کسی که وجه سباحت تمام نشناسد / به گرد ساحل بحر محیط چون گردد؟